با اين وضعيت سني در صورت ازدواج مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم؟

[ad_1]

دختري هستم 22 ساله كه 8 ماه از پسر دائي ام بزرگتر و چند سالي است كه به هم علاقه مند هستيم آيا با اين وضعيت سني در صورت ازدواج مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم؟

پاسخ:

لزوم بزرگتر بودن پسر از دختر به نحوي نيست كه در هيچ صورت نتوان خلاف آن را انجام داد بلكه تجربه نشان داده كه هر قدر تناسب سني بيشتر باشد, زن و مرد بهتر مي توانند با هم زندگي كنند و مشكلاتشان كمتر خواهد بود و بهترين حالت اين است كه مرد چند سالي از زن بزرگتر باشد و اين به خاطر اختلافات زنان و مردان از جهات جسمي، تمايلات جنسي، دوران رشد و بلوغ و مسائل روحي، رواني است كه علم روانشاسي هم بر آن صحه نهاده است. اما در مورد استثناء اگر طرف مقابل شما تمام ويژگي هاي مناسب يك همسر را در حد قابل قبولي دارا باشد و فقط عدم تناسب در سن آن هم در حد يك سال بزرگتر بودن دختر باشد اين موضوع قابل چشم پوشي است و ان شاء الله مشكل ساز نخواهد بود. نتيجه اين كه شما اولاً موضوع را با والدين خود در ميان گذاشته و از راهنمايي هاي ارزندة آنها بهره بجوئيد و ثانياً شرايط و پيش بيني كننده هاي ازدواج موفق را در كار خود بررسي كنيد.

[ad_2]

لینک منبع

پدردختر راضي نباشد و وصلت صورت نگيرد آيا گناهي براي پدر دختر هست يا نه؟

[ad_1]

اگر دختر و پسري همديگر را دوست داشته باشند و پدردختر راضي نباشد و وصلت صورت نگيرد آيا گناهي براي پدر دختر هست يا نه؟

پاسخ:

ازدواج پيماني است كه در آن دختر و پسر به عنوان دو ركن اساسي آن حق زندگي و تشكيل خانواده پيدا مي‌كنند. و هيچ كس نمي‌تواند اين حق را از آنها سلب كند. دختر و پسر در سايه ازدواج مي‌توانند يكي از محبوبترين نهادها نزد خداوند متعال را بنا كنند و در سايه‌سار آن به كمال برسند. اما اين امر ميسّر نيست جز با دقت در انتخاب همسر.
اسلام نه تنها شخصيت زن را به صورت منفعل نپذيرفته بلكه در بسياري از نقش‌ها به عنوان يك عنصر فعال و تأثيرگذار معرفي كرده است مثلاً در باب ازدواج، رضايت زن يكي از اركان ازدواج به شمار مي‌رود كه بدون رضايت او هيچ ازدواجي جنبة قانوني و شرعي پيدا نمي‌كند. دختري كه به سن بلوغ رسيده در امر ازدواج آزاد و مختار است و نمي‌توان كسي را بر او تحميل كرد. در اين مسأله هيچ ترديدي نيست كه اجازة دختر براي صحت ازدواج ضرورت دارد بلكه سؤال اينجا مطرح مي‌شود كه آيا علاوه بر رضايت دختر رضايت ولي دختر (پدر يا جد پدري) نيز شرط است؟
در اسلام ازدواج دختر باكره بايد با اذن ولي او صورت بگيرد و حكمت اين رضايت در اين است كه شارع مقدس براي رعايت احتياط و مصلحت به دوشيزگان توصيه مي‌كند كه در هنگام انتخاب همسر با پدر يا جد پدري مشورت نمايند و اجازة آنها را كسب كنند. در اين مورد نيز اسلام از دختر سلب اختيار نمي‌كند بلكه تنها براي جلوگيري از خطا و اشتباه، توصيه مي‌كند كه از تجربيات آنها استفاده كند. دوشيزة باكره‌اي كه با مردي زندگي نكرده و خوب و بد آنها را به درستي تشخيص نمي‌دهد. از يك نوع شرم و خوش‌بيني برخوردار است از دام‌هايي كه احتمال دارد جلوي پايش باشد مطلع نيست، از حيله و نيرنگ شيادان بي اطلاع است.
او تشنه عشق و علاقه و محبت است و نمي‌داند كه همه جوانان در اظهار علاقه صادق نيستند، وقتي جواني نسبت به او اظهار عشق و محبت كرد، در اثر ساده‌انديشي او را صادق مي‌پندارد و جواب مثبت مي‌دهد، در صورتي كه ممكن است فريب‌كار و هوس ران باشد به همين جهت در اين زمينه نياز به مشورت و كمك دارند و چه مشاوري دلسوزتر از پدر يا جد پدري سراغ داريد. اسلام به دختران توصيه مي‌كند كه در مورد ازدواج با پدر و يا جد پدري خود مشورت كنند و رضايت او را جلب كنند. بدين وسيله خود را از خطرات و عواقب سوء ازدواج‌هاي ناسنجيده و حساب‌نشده مصون بدارند. اما لازمه اين سخن اين نيست كه دختر اختياري نداشته باشد و هر ازدواجي كه به او تحميل كردند بپذيرد، بلكه او هم عاقل و رشيد است هر كه را خواست مي‌پذيرد و اگر تمايل نداشت رد مي‌كند.(1)
حال كه اصل رضايت پدر در ازدواج دختر مشخص شد، اين سئوال را مطرح مي‌كنيم كه آيا اين رضايت در همة موارد شرط است و آيا هيچ استثنائي ندارد؟
در فقه اسلام در دو مورد اذن پدر در ازدواج دختر ساقط شده است: 1. جائي كه دسترسي به پدر و يا جد پدري ممكن نيست و دختر نيز نياز به ازدواج دارد و شوهر مناسبي نيز پيدا شده كه با او ازدواج كند.
2. جائي كه دختر نياز به شوهر دارد، شوهر كفو و مناسبي هم برايش پيدا شده، لكن پدر اشكال‌تراشي و بهانه‌جوئي مي‌كند و حاضر نيست دخترش را شوهر بدهد، در چنين موردي هم ضرورت كسب اجازة پدر ساقط مي‌گردد.(2)
راهكارهائي براي جلب رضايت پدر دختر:1ـ استفاده از ابزار منطق و استدلال: شما مي‌توانيد با رعايت احترام و ادب علل مخالفت پدر را از او جويا شويد. در اين مورد از هرگونه خشونت زباني و عملي بپرهيزيد.
2ـ كمك گرفتن از افراد يا نفوذ: اگر شما مي‌بينيد كه با دختر مورد انتخاب خود هيچ‌گونه مشكلي نداريد و اين انتخاب آگاهانه و از روي عقل صورت گرفته نه از روي احساسات و عواطف. علّت مخالفت پدر تنها بهانه‌جوئي و ايرادهاي بي‌اساس است مي‌توانيد از افراد بزرگتر و از افرادي كه صاحب نفوذ و احترام نزد پدر دختر هستند براي متقاعد كردن پدر دختر استفاده كنيد.
3ـ نشان دادن كارآمدي و لياقت خود: مي‌توانيد با كياست و درايت خود، امكان هرگونه بهانه‌گيري را از پدر دختر سلب كنيد. و چون هر پدري خوشبختي دختر خود را مي‌خواهد اگر شما را مصمم در خوشبخت كردن دخترش ببيند مطمئناً دليلي براي مخالفت نمي‌ماند.
اما در مورد اين قسمت سوال كه آيا پدري كه مخالف وصلت بوده گناهكار است يا نه؟ اگر پدري به خاطر بهانه‌هاي واهي و بدون در نظر گرفتن آداب اسلامي مانع ازدواج دخترش بشود بايد در پيشگاه خداوند جواب گو باشد. اما اگر مخالفت او از روي منطق و عقل و اصول اسلامي باشد و بداند كه با اين ازدواج سعادت و خوشبختي دخترش ـ كه امانتي هست نزد او ـ تأمين و تضمين نمي‌شود، هيچ مسئوليتي او را دامن‌گير نمي‌شود. هرچند كه پدران نيز بايد متوجه باشند، فهماندن اين نكته مهم به دختران كم سن و سال خود كاري بس دشوار است كه بايد با ظرافتهاي خاصي تبيين بشود.

پاورقی:

1. اميني، ابراهيم، انتخاب همسر، انتشارات سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1369، صص 184 ـ 185.
2. همان، ص184.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

[ad_2]

لینک منبع

بنده عاشق دختري شدم كه مادرش بدنام است؟

[ad_1]

بنده عاشق دختري شدم كه مادرش بدنام است. همه او را با لقب بسيار بد مي شناسند. ولي آنچه كه من از دخترش ديدم كاملا متفاوت است. دختريست با حيا،‌ مومن،‌ با حجاب و كلي خصوصيات پسنديدة ديگر. خانوادة ما نيز يك خانوادة كاملاً مذهبي است. پدر خود بنده مداح اهل بيت هستند. من وقتي، كه در خانه مطرح كردم كه موضوع از چه قرار است شديدا مخالفت كردند كه ما آبرو داريم يا گفتند كه دختر هم راه مادرش را مي رود و از اين حرفها لطفاً مرا راهنمائي كنيد.

پاسخ:

در پاسخ به اين سوال ابتدا با طرح چند پرسش مطلب را آغاز مي كنم ـ آيا تاكنون از خود پرسيده ايد كه چرا ازدواج ها و پيوند ها (البته برخي از آنها) به جدايي مي انجامد؟
ـ آيا تاكنون انديشه ايد كه چرا پيوند هاي عاشقانه بعضاً بعد از ازدواج گسسته مي شود؟
ـ آيا تاكنون از خود پرسيده ايد كه چرا بعضي از زوجها با يكديگر همدلي و همفكري دارند و برخي ندارند؟
يكي از اساسي ترين پاسخها به اين سوال و سوالاتي از اين قبيل اين است كه دختران و پسران جوان در آستانة ازدواج در معيارهاي واقعي و به دنبال آن، تحقيق و شناخت در امر انتخاب همسر به طور مناسب تامل نكرده اند. بدون ترديد، ازدواج بزرگترين و مهمترين حادثة زندگي هر انساني است كه موفقيت يا شكست در آن براي هر يك از زوجين سرنوشت ساز خواهد بود. بنابراين بر هر دختر و پسري لازم است كه قبل از ازدواج، در مورد انتخاب همسر اطلاعات كافي را كسب كرده، سپس اقدام نمايند. اما متاسفانه عدة زيادي بدون تجربه و كسب اطلاعات لازم به چنين امر مهم و سرنوشت سازي اقدام مي نمايند.
در حاليكه نه از شرايط و صفات نيك يك همسر خوب آگاهي دارند و نه راه كشف آن را مي دانند نه از نقاط ضعف و صفات بد همسر خبر دارند، نه راه كشف و اجتناب از آنها را مي داند.
«چه بسا صفتي را از شرايط بسيار مهم و ضروري مي پندارند و براي نيل به آن جديت مي نمايند در صورتي كه آن صفت اصلاً از مزاياي ضروري يك همسر نيست و چه بسا امر بسيار مهمي كه بايد جزو شرايط قرار گيرد در اثر غفلت آن را از شرايط و مزايا محسوب نمي دارند. هنگامي خبردار مي شوند كه كار از كار گذشته و چاره اي ندارند.»(1)
در آستانة‌ ازدواج لازم است قبل از اقدام به اصل ازدواج به مقدمات ازدواج، كه به طور خلاصه در ذيل بيان مي شود، توجه نمائيد.
1. هدف شما از ازدواج چيست؟ در اين زمينه بايد توجه داشت اهدافي كه برخاسته از احساس و عشقهاي زودگذر و بدور از تعقل مي باشد مدنظر نباشند بلكه بايد اهدافي والا و بلند مرتبه در انتخاب همسر داشته باشيم.
2. داشتن ملاك ها و معيارهاي واقعي در انتخاب همسر،‌ همچون
الف ـ اصالت خانوادگياصالت خانوادگي كه (اصل واقع بيني) معياري بسيار اساسي براي انتخاب همسر اعم از زن و مرد مي باشد يعني بعضي خانواده ها ذاتاً شريف و بزرگوار و آبرومند هستند (همچون خانوادة‌ شما) و بعضي از خانواده ها پست و فرومايه و بي آبرو هستند گرچه ثروتمند و داراي مقام باشند، همسري كه در خانواده شريف تربيت شده باشد غالبا شريف و بزرگوار خواهد بود و رفتار خانواده هاي شريف نسبت به عروس و دامادشان بهتر و مؤدبتر از خانواده هاي پست مي باشد. انسان ناچار است با خانوادة همسرش رفت و آمد داشته باشد اگر آبرومند و شريف باشند از حيثيت و آبروي آنها استفاده خواهد كرد و اگر بي آبرو باشند از معاشرت با آنها در عذاب خواهد بود. حضرت امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين زمينه مي فرمايد: «در خانواد‌ة‌ شايسته و پاكدامن ازدواج كنيد زيرا ريشه در آن پنهان است.»(2) همانطور كه در نامه آمده مادر دختر مشهور به بدنامي مي باشد كه در اين زمينه تذكر چند نكته ضروري است:
1. بدنامي مادر در جامعه اطراف خويش، قطعا در زندگي آيندة شما نيز تاثير خواهد گذاشت چرا كه مردم و يا حتي خانوادة خود شما در آينده ممكن است به خاطر كوچكترين ناراحتي به همسر شما سركوفت بزنند (به خاطر مادرش) چه بسا شما هم در آينده ممكن است نسبت به همسرتان چنين برخوردهايي را داشته باشيد و خود آن باعث پايين آمدن عزت نفس همسر و مشكلات ديگر خواهد شد. همچنين ممكن است شما بتوانيد با كنايه هاي مردم بسازيد اما اين كار قطعا بر تربيت و معاشرت هاي فرزندان شما اثر مي گذارد.
2. معمولا فرزنداني كه در چنين خانواده هايي رشد كرده اند بي تاثير از والدين نمي باشند چرا كه زيردست آنها تربيت شده اند. (البته استثنائاتي هم وجود دارد.) آيا مطمئن هستيد با چند برخورد سطحي توانسته ايد به عمق شخصيت او آشنا شويد. توجه داشته باشيد كه برخي از رگه هاي شخصيت، در موقعيت هاي خاص ظاهر مي شود.
3. شما متوجه هستيد كه اين دختر خانم تنها كسي نيست كه مي توانيد او را انتخاب كنيد، اشخاص ديگري در اطراف شما هستند كه ويژگي هاي او را دارند ولي اين مشكل خانوادگي را ندارند و شايد ويژگي هاي برتري هم داشته باشند و عقل حكم مي كند كه در اين ميان بهترين را انتخاب نمود. تا از حمايت خانوادة شما نيز برخوردار باشد و زندگي اي سرشار از تفاهم و سازگاري داشته باشيد.
4. معمولا كساني كه قبل از تحقيقات و معيار سنجي، نسبت به همسر آينده به صرف ديدن او، عاشق مي شوند، اين گونه عشقها برخاسته از احساسات بوده سبب مي شود كه انسان واقع بينانه عمل نكند و عيوب طرف را نبيند و يا مهم نشمارد، اما وقتي ازدواج كردند و آتش عشق فرو نشست عيبها واضح و پديدار مي شوند و خداي نكرده موجب از هم گسسته شدن بنيان خانواده مي شود.
ب ـ ايمان و دينداريپايبندي به اصول اسلام، يكي از عوامل خوشبختي خانواده هاست. پسر و دختري كه ديندار باشند از انجام بسياري از اعمال خلاف خودداري مي كنند. به همين خاطر وقتي از پيشوايان ديني سوال مي شود كه با چه گروهي بايد ازدواج كرد در پاسخ مي فرمودند: «عليك بذوات الدين، بر تو باد ازدواج با فرد متدين»(3)
ج ـ رعايت اصول كفويت و همتاييانسان بايد همسري را انتخاب كند كه با او در ابعاد سني، جسمي، روحي، رواني، مذهبي، علمي، مادي، فرهنگي و طبقة اجتماعي به يكديگر نزديك باشند، همانطور كه شما در نامه تان آورده ايد خانوادة‌ شما از جهت وِجهة‌ فرهنگي و طبقة‌ اجتماعي از موقعيت خوبي برخوردارند ولي خانوادة‌ دختر در اين زمينه هم شأن شما نيستند. هر چه اين تناسب بيشتر باشد سازگاري و تفاهم در زندگي مشترك بيشتر خواهد بود و فرزندان حاصل از آن زمينة رشد بيشتري پيدا خواهند كرد.
با توجه به مطالب گفته شده توصية‌ ما اين است همسري را انتخاب كنيد كه اين مشكل را نداشته باشد. اگر چه ممكن است دختر واجد صفاتي كه نوشته ايد باشد اما مسائل جانبي (نگرش خانواده شما به آنها، تربيت فرزندان، ديد مردم به شما، دخالت هاي بعدي خانوادة شما و مادر اين دختر و… ) زندگي آينده شما را تهديد مي كند.

پاورقی:

1. اميني، ابراهيم، انتخاب همسر، انتشارات سازمان انجمن اولياء و مربيان، چاپ سوم، 1371، ص 11.
2. مكارم الاخلاق، ص 226.
3. استادان طرح جامع آموزش خانواده، جوانان و تشكيل خانواده، انتشارات انجمن اولياء و مربيان، 1378، ص 85.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

[ad_2]

لینک منبع

چه ملاك هاي براي انتخاب همسر بايد رعايت شود؟

[ad_1]

براي ازدواج لازم است به ملاك هاي انتخاب همسر دقت كنيد.

اين ملاك ها از اين قرارند:
1. ايمان و تدين: يكي از اصلي ترين معيارهاي همسر خوب تدين و ايمان اوست. اگر اين عامل در شريك زندگي شما باشد، در پرتو آن بسياري از مسائل زندگي از جمله تفاهم، گذشت، ايثار، تعاون، تربيت ديني فرزندان و وفاداري، حيا، عفت، حجاب و آسايش و… حل خواهد شد. چرا كه ايمان يك نيروي بسيار قوي معنوي و باطني است كه هميشگي است و آثار مستمر خود را به همراه دارد.
2. اخلاق خوب: اخلاق و صفات پسنديده ميوه هاي تدين و ايمان و عمل صالح است. فردي كه داراي صفات خوب اخلاقي است در خود شما اثر مي گذارد، صبور است و با مشكلات زندگي كنار مي آيد و در آينده فرزندان خوبي تربيت مي كند.
3. اصل و نسب خانوادگي: همسر و شريك زندگي انسان شاخه اي از درخت خانواده اش است. خصلت هاي آنها به طور اجمالي در او هست. اگر آنها ديندار باشند يا خانواده اي شجاع و… باشند(1) اين صفات در فرزندشان نيز اثر گذاشته است. البته گاهي هم فرد با اراده خود مسير ديگري (خوب يا بد) جداي از مسير خانواده براي خود بر مي گزيند.
4. هم كفو و هماهنگ: دو زوج وقتي با هم تفاهم و رابطه اي ناگسستني دارند كه اشتراكات و هماهنگي هاي زيادي با هم داشته باشند. هر قدر شما براي يافتن شريك زندگي خود كه تناسب بيشتري با شما داشته باشد زيادتر تلاش كنيد زندگي اي سرشار از نشاط، آرامش، تفاهم بيشتري خواهيد داشت.
حال به برخي از هماهنگي ها اشاره مي كنيم:
1. هماهنگي و تناسب در دينداري: اينگونه نباشد كه يكي اعتقادي نداشته باشد و ديگري اهل عبادت و معتقد باشد. مگر اينكه انسان داراي اراده الهي راسخ و ايماني قوي باشد و مطمئن باشد كه با اين ازدواج مي تواند مسير همسرش را عوض كند و بر او اثر مثبت بگذارد و رنگ نپذيرد چنين فردي حتماً بايد از نظر ايمان و اعتقادات قوي و خود ساخته باشد.
2. تناسب در مال: همسر انسان بايد با او تناسب مالي داشته باشند. به گونه اي نباشد كه يكي در ناز و نعمت زندگي مي كرده و ديگري با مشقت و سختي. به عنوان مثال اگر جواني متوسط از لحاظ مالي، خانمي از خانواده اي ثروتمند را به همسري برگزيند، اگر شبانه روز هم كار و تلاش كند نمي تواند همسرش را راضي كند، مگر اينكه آن فرد و خانواده اش از لحاظ ايمان بسيار قوي باشند و بتوانند به خاطر خدا گذشت كنند و از مالشان بدون منّت در اختيار او هم قرار دهند (دقت در انتخاب چنين همسري لازم است در غير اين صورت اين همسر بعد از ازدواج وقتي كه با شرايط سختي كه مواجه شد شروع به ناسازگاري مي كند.
3. تناسب در سن: بهتر است بين زن و شوهر 5-3 سال اختلاف سني باشد (مرد بزرگتر باشد) البته اين يك قانون كلي نيست و بر حسب موارد فرق دارد براي ازدواج بلوغ جنسي، عقلي، اجتماعي، اقتصادي و شرعي لازم است.
4. تناسب در عقل: دو زوج نبايد از نظر عقلي تفاوت زيادي با هم داشته باشند و الا زندگي آنها سخت خواهد شد.
5. تناسب در جسم: دو زوج بهتر است از نظر جسماني تناسب داشته باشند (قد، وزن، سلامت جسماني) گاهي مواقع زوج ها در ابتدا به اين عامل توجه نمي كنند و بعد از ازدواج نسبت به اين عوامل حساسيت به خرج مي دهند كه باعث تلخي و اختلاف در زندگي مي شود.
6. تناسب روحي: روحيات افراد با هم فرق دارد، مثلاً برخي برون گرا (اهل شوخي، ارتباط با ديگران و معاشرت، تفريح، جنب و جوش و تحرك زياد و…) و برخي دورن گرا (تمركز بر خود، تفكر زياد، عدم ارتباط زياد با ديگران و…) هستند، اگر اين تناسب حفظ نشود (يعني هر دو از يك گروه نباشند) در زندگي مشترك به احتمال زياد با مشكل مواجه مي شوند و همچنين از نظر سلامت روحي و رواني بايد هم خواني داشته باشند.
7. تناسب در زيبايي: گاهي افراد بدون توجه به حد زيبايي خود دنبال شريك زندگي اي زيباتر از خود مي گردند و به همين دليل مشكل پسند مي شوند، حال آنكه آنها بايد زيبايي را در مقايسه با خود بسنجند. البته معيار زيبايي ها نزد افراد فرق دارد، ممكن است فردي نسبت به شخصي زيبا باشد و همان فرد نسبت به ديگري نازيبا. روايات، ما را از انتخاب زن زيبايي كه در خانواده اي بي ايمان رشد كرده نهي كرده اند.
معدل گيري: آنچه مهم است اين است كه انسان در ايمان و اخلاق نيكو و اصل و نسب شريك زندگي خود به حدنصاب خوب توجه داشته باشد و به كمتر از آن رضايت ندهد. و در بقيه صفات معدل گيري كند كه آيا اين فرد با داشتن اين صفات معدل خوبي مي گيرد يا نه، چون انسان ها، كامل كامل نيستند، هر فردي در برخي از جهات نقص دارد و در برخي صفات عيب ندارد. كه البته براي انتخاب بهتر، مي توانيد از مشورت، تحقيق (از دوستان، مدرسه، همسايه ها، اقوام، و…) و مشاوره ازدواج كمك بگيريد و پس از اينكه تصميم جدي براي انتخاب داشتيد و به خواستگاري رفتيد از گفتگوهاي حضوري (بحث در مورد نقاط مشترك و تفاوت ها)، مكاتبه، تماس هاي تلفني و… كمك بگيريد.

پاورقی:

1. برخي از خانواده ها در برخي صفات شاخص هستند. به عنوان مثال مادر حضرت ابوالفضل ـ عليه السلام ـ با عنايت و مشورت عقيل برادر حضرت علي ـ عليه السلام ـ انتخاب شد، چرا كه برادر امام نسب شناس بودند و اعتقاد داشتند او بچه هاي شجاعي به دنيا مي آورند.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

[ad_2]

لینک منبع

من خواهان طلاق او هستم از شما در اين مورد همكاري و مشورت مي خواهم؟

[ad_1]

والدينم به زور دختري را به عقد من درآورده اند كه همطراز خودم است و گفته اند كه بين ما محبت مي آيد من از اول كار با اين وصلت مخالف بوده ام و هستم دختر هم هيچ عيبي ندارد ولي من به او علاقه اي ندارم و تصوري كه از زن آينده ام داشته ام نيست پدر ومادرم هم اصرار مي كنند اما من خواهان طلاق او هستم از شما در اين مورد همكاري و مشورت مي خواهم؟

پاسخ:

از آنجا كه يكي از اهداف اسلام ايجاد پيوند ميان افراد و تشكيل كانونهاي خانوادگي است و طلاق را كه مخالف فطرت و طبيعت انسان مي باشد، مورد نكوهش قرار داده و شايستة سرزنش مي شمرد و آن را امري مبغوض خداوند معرفي كرده است، «از طرفي اسلام عزيز مايل نيست كه آزادي و آرامش انسانها از بين رفته و در سختي و عذاب به سر برند و هيچ عقل و وجداني هم بر اين مساله رضايت نمي دهد. از اين رو برخلاف مسيحيت، (كه طلاق را غير جايز و ممنوع اعلام كرده است) تنها مقررات و شرايطي براي محدود ساختن طلاق وضع نموده، تا ميزان آن را به حداقل ممكن كاهش دهد و از نظر اسلام طلاق آخرين راه مداواي ناسازگاري زن و شوهر است.»(1) امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: «ما مِن شي ممّا احَلّ اللهُ اَبغَضُ اليه مِن الطّلاق و انَّ اللهَ عَزَوجَلَ يَبغَضُ المُطَلّاق الذَّواق» هيچ چيزي در بين چيزهاي حلال مبغوض تر از طلاق نزد خدا نيست،‌ خداوند متعال هر شخص طلاق دهنده از روي هوسهاي زودگذر را مبغوض مي دارد.(2) گاهي اوقات عامل دلسردي بلند پروازيها و توقعات بي جاي پسر و دختر است،‌مثلا توقع داشته همسرش در حد عالي زيبايي و بدون عيب باشد، ولي حالا فهميده كه اينگونه نيست، يا اينكه در صورت يا بدن داراي عيب كوچك و قابل اغماضي است يا اخلاق و رفتار اجتماعي يا كيفيت خانه داري او در حد توقع نيست و بعدا فهميده كه بر طبق دلخواهش نيست و به طور كلي عامل دلسردي او از همسرش اين است كه ايده آل و طبق دلخواهش نيست و توقعات و آرزوهايش را برآورده نمي سازد، نه اينكه شرايط و مزاياي يك همسر معمول و متعارف را ندارد.
آن طور كه جنابعالي در نامه مرقوم فرموده بوديد همسر شما هيچ عيبي ندارد اما شما به او هيچ علاقه اي نداريد و تصوري كه از همسر آيندة خود داشته ايد او آن نيست بيان شما مقداري مبهم است اينكه تصور شما براي همسر آينده تان چه بوده است كه اين خانم بي عيب (به قول خودتان) با آن تصور قبلي شما هماهنگي و مطابقت نمي كند. به هر حال:
الف: اگر تصورات شما يك سري تصورات ايده آل و صد در صد از يك شخص به عنوان همسر آينده شماست كه همسر ايده آل و صد در صد مطابق دلخواه انسان پيدا نمي شود و «گل بي خار و بي عيب خداست» و چه بسا اگر اين همسر را هم رها كنيد معلوم نيست كه بعدا بتواني به همسر ايده آل خود دست پيدا كني و از طرفي خانوادة‌ شما در اين مورد پشتيبان شما بوده و آمادة‌ حمايت شما از جهات مختلف هستند.
ب: ولي گاهي عامل دلسردي فقدان يكي از شرايط مهم و غير قابل اغماض ازدواج است مانند بي ديني يا بي عفتي يا انحرافات اخلاقي شديد و گاهي دختر و پسر به هر دليلي همسر خود را دوست ندارد و شديدا از او نفرت دارد به طوري كه براي او قابل تحمل نمي باشد. در اين اصل گونه موارد توصيه مي شود كه خجالت را كنار گذاشته و بطور صريح و قاطع به پدر و مادرتان بگوييد اين شخص را اصلا دوست ندارم چون ملاك هاي يك همسر خوب را ندارد و حاضر نيستم با او زندگي كنم مرا در طلاق دادن كمك كنيد هر چند مي دانم طلاق بد است و عواقبي را هم در پي خواهد داشت كه بعضا ناگوار است من اين ناراحتي را در اين مرحله كه خانوادة ما هنوز تشكيل نشده ترجيح مي دهم بر اينكه در چنين حالتي ازدواج رسمي كنيم و عمري خودم و همسرم و احيانا فرزنداني كه بوجود مي آيند در ناراحتي به سر ببريم. اگر پدر و مادرت و ديگران سفارش كردند كه عروسي كن بعد از آن محبت ايجاد مي شود،‌ اين سخن درستي نيست حتما در تصميم خويش براي انقطاع ازدواج قاطع باشيد زيرا چنين محبتي بعد از ازدواج بوجود نخواهد آمد، طلاق بعد از عروسي هم دشواريهاي فراواني را در پي خواهد داشت، خدا از قلب شما آگاه است اگر در اين جهت صادق باشيد نزد او نيز معذور مي باشيد.»(3) براي قانع كردن والدين و خانواده همسر و همسرتان مي توانيد از مشاوره ازدواج حضوري كمك بگيرد.
آنچه در آخر به شما توصيه مي كنيم اين است كه «اصل واقع بيني» را هرگز فراموش نكنيد، با رجوع به كتاب هايي كه دربارة ازدواج نوشته شده است ملاك هاي همسر ايده ال و خوب را مطالعه كنيد و آنها را با همسر خود مقايسه كنيد اگر ملاك ها در همسرتان بود او را همسر شايسته اي بدانيد و به زندگي خود ادامه دهيد و بدانيد كه خداوند خود به ازدواج هايي كه بر اساس ايمان، اخلاق و دينداري صورت مي گيرد عنايت دارد و بين زن و شوهر مهر و الفت ايجاد مي كند. ديگر اينكه گاهي انسان متوجه يك بعد است و از ابعاد ديگر غافل است سعي كنيد به ابعاد مختلف توجه كنيد. شرائط را در كنار هم نگاه كنيد به بعد مذهبي، اصالت خانوادگي، عقل و درايت، سلامت جسم و روح توجه داشته باشيد و تناسب ها و هماهنگي را بين خود بسنجيد اگر از نظر ايمان، اخلاق، زيبايي، تحصيلات، سن، اجتماعي،‌ اقتصادي، سياسي و… با هم تناسب نسبي داشتيد بدانيد كه ايشان براي شما مناسب است. انسان ها همه كمالات را ندارند. بالاخره هر كسي نقصي دارد اما آنچه كه در وهلة‌ اول براي همسر بودن ملاك است،‌ ايمان، اخلاق نيك، اصالت خانوادگي است.
تذكر: خود دختر نباشد مثلا از اجبار والدين خود ناراحت هستيد و يا چون هنوز تصور خوبي از ملاك هاي ازدواج نداريد او را نمي پسنديد به هر حال سعي كنيد با مشورت و مطالعه و كمك از مشاور ازدواج تصميم گيري كنيد.

پاورقی:

1. گواهي، زهرا، بررسي حقوق زنان در مساله طلاق، انتشارات سازمان تبليغات، چاپ اول، 1373.
2. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، انتشارات اسلاميه، 1367، ج15، ص267.
3. اميني، ابراهيم، انتخاب همسر، انتشارات سازمان انجمن اولياء و مربيان، چاپ سوم، 1379، ص 228.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

[ad_2]

لینک منبع

قصد ازدواج با دختري را دارم كه 4 سال از من بزرگتر مي باشد؟

[ad_1]

اينجانب پسري 24 ساله هستم قصد ازدواج با دختري را دارم كه 4 سال از من بزرگتر مي باشد نظر دين و روان شناسي در خصوص اختلاف سني چيست؟

پاسخ:

«براي دختر و پسري كه مي‌خواهند ازدواج كنند و بين 18 تا 30 سال سن دارند، اختلاف 5 تا 6 سال مناسب است، يعني به علت رشد سريع دختران، پسر 5 تا 6 سال بزرگتر از دختر باشد از نظر رواني و فيزيولوژيكي مناسبت خواهد داشت. يكي از فرمول‌هايي كه در اين مورد پس از آمارگيري‌هاي سن ازدواج و توجه به مصالح و مفاسد تفاوت سني پيشنهاد شده است، آن است كه در سال‌هاي اوليه ازدواج نصف سن پسر به اضافه 7 سال سن مناسبي براي دختر خواهد بود، به عنوان مثال براي يك پسر 24 ساله دختري با سن 19 سال مناسب است (19=7+12 و 12 = 2:24) هر چند كه اين يك فرمول قطعي و يا غير قابل تغيير نيست و به عبارت ديگر قابل دستكاري مي‌باشد و با توجه به شرائط و تناسب هاي قوي بين آنها افزودن يك تا دو سال به طرفين اشكالي به وجود نمي‌آورد ولي راه‌گشاي بسيار خوبي است كه با اصول علمي، تربيتي، مشاوره‌اي و روان‌شناسي سازگاري كامل دارد.»(1)
اگر اين اصل علمي و تجربي و فيزيولوژيكي را بپذيريم كه رشد دختران حدود 5 تا 6 سال بيش از پسران است و از جهات مختلف رشدي جلوتر از پسران هستند، لزوم وجود تفاوت سن دختر و پسر در ازدواج قابل فهم است و مي‌توان گفت كه بزرگ‌تر بودن دختر از پسر توجيه‌پذير نيست. در نگرش اسلامي ازدواج با نيت و انگيزه رسيدن به ساحل آرامش، فراهم شدن بستر رشد، و نيل به كمال انجام مي‌پذيرد و اگر به شرائط كفويت و همساني زوجين كه مورد تأكيد دين مبين اسلام است توجه نشود، اهداف ياد شده محقق نخواهد شد. يكي از شرايطي كه براي كفو بودن زوجين مطرح است تناسب سني آنها است كه در مورد اين تناسب مطالبي هر چند مختصر بيان شد. كه اميدواريم با دقت كافي در مطالب مزبور و تحليل صحيح آنها و مطالعات بيشتر تصميم مطلوبي بگيريد.
مشكلات ناشي از بزرگ‌تر بودن زن
1. مشكل عدم درك مطلوب يكديگر:فردي با داشتن حدود 10 سال سن بيشتر، به طور طبيعي از تجارب بيشتري برخوردار است و يا لااقل چنين احساسي دارد كه من چون ده سال بزرگ‌ترم پس تجربيات بيشتري در اختيار دارم و اين واقعيت يا احساس زمينه‌اي فراهم مي‌كند كه اين شخص ارزش لازم را به مسائل و نظريات فرد كوچك‌تر ندهد و همين مسأله زمينه عدم تفاهم و در نهايت بروز مشكلات خانوادگي را فراهم مي‌آورد.
2ـ انعطاف‌پذيري كمتر فرد بزرگتر:دختري كه 28 سال سن دارد شاخصه‌هاي مديريتي و شخصيتي او تقريباً به طور كامل (اگر نگوئيم كامل) شكل گرفته است و امكان تغيير و تحول مورد توجه شما در وي وجود ندارد و او به راهي مي‌رود كه خود مي‌خواهد. و حال آنكه اگر شما با يك دختر 19 و 20 ساله ازدواج كنيد، اخلاق وي قابل تغيير است و احتمال دستيابي به سازگاري و هماهنگي بيشتر با يكديگر وجود دارد.
3ـ ناهماهنگي در ارضاي نيازها:يكي از اهداف ازدواج ارضاي غرايز (عاطفي، جنسي و…) است و اين خود مي‌تواند عامل مؤثري در تداوم زندگي خانوادگي باشد. آن‌گاه كه زن حدود 10 سال از مرد بزرگ‌تر باشد به طور طبيعي اميال جنسي او نسبت به مرد 24 ساله كمتر است و احتمال اختلاف نظر و عدم ارضاي جنسي مرد و بي‌ميلي زن وجود دارد و يا شايد نتواند نيازهاي عاطفي يك مرد 24 ساله را آن‌چنان كه نياز دارد، برطرف نمايد.
4ـ عدم تناسب در توانايي‌هاي جسمي:به مرور زمان و بالا رفتن سن توانايي‌هاي انسان تحليل مي‌رود و يك زن 28 ساله از با توجه به مشكلات زنان مثل زايمان و… جهت توانايي جسمي متناسب با يك جوان 24 ساله با نشاط و طراوت نيست و با گذشت چند سال از زندگي آثار پيري در زن ظاهر مي‌شود و موجبات نارضايتي مرد را فراهم مي‌كند همچنين سن بارداري به تعويق افتاده و فرد به زودي توان بارداري مطلوب را از دست مي‌دهد.
5ـ احساس پشيماني:پس از وقوع ازدواج و بروز مشكلات يكي پس از ديگري و علاوه بر آن طعنه‌هاي اطرافيان كه تو پير دختر گرفته‌اي، زن شما بزرگتر از خودتان است و… موجبات پشيماني فراهم مي‌شود و هميشه انسان را در يك حالت نامطلوب نگه خواهد داشت و اگر فرد از نظر معنوي ضعيف هم باشد، دچار افسردگي و مشكلات روحي متعدد و از همه بدتر اختلافات خانوادگي خواهد شد.
تذكر:
از نظر اسلام ازدواج كردن با چنين تفاوت سني امر نامشروعي نيست و آنچه در سنّت پيامبر (ص) ديده مي‌شود، حكايت از مشروعيت اين نوع ازدواج دارد. اما ناگفته نماند، كمالات پيامبر (ص) به عنوان انساني كامل به حدي بود كه به خوبي با حضرت خديجه (س) زندگاني كرد و معضلي به خاطر تفاوت سن و سال ديده نشد و فقط كساني مي‌توانند در اين نوع ازدواج‌ها موفق شوند كه از رفتار پيامبر (ص) و خديجه (س) به خوبي متأثر باشند. در غير اين صورت غالب ازدواج‌هايي كه با تفاوت سني زياد و يا بزرگتر بودن زن صورت مي‌گيرد، دچار مشكلات زيادي هستند كه براي پرهيز از بروز چنين مشكلاتي مي‌توان از انجام اين نوع ازدواج پرهيز نمود.

پاورقی:

1. ر.ك: حسيني بيرجندي، سيد مهدي، مشاوره ازدواج و خانوده، نشر آواي نور.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

[ad_2]

لینک منبع

پاي من كوچك تر از متعارف است… بعدها براي ما مشكلي به وجود نمي آيد؟

[ad_1]

دختري هستم كه ناراحتي بسيار جزئي دارم. آيا صلاح است به فردي كه بعدها به خواستگاري مي آيد آن را بگويم؟ يكي از انگشتان دست و يا پاي من كوچك تر از متعارف است… بعدها براي ما مشكلي به وجود نمي آيد؟ همسرم از من ايراد نمي گيرد؟

پاسخ:

1. روحيات نوجوان و جوان: نوجوان و مخصوصاً جوان در اين دورة داراي ويژگي هايي است كه آگاهي با اين مسائل باعث آرامش او مي گردد از جمله روحيه هايي كه او دارد و مربوط به سؤال شما نيز مي شود اين است كه در اين سنين نوجوان و جوان بخاطر طوفان مزاج و هورمون ها و رشد جسمي، روحي، جنسي و عاطفي در خود تغييراتي احساس مي كند و همين امر باعث اضطراب، وهم، و خيال، و… مي شود آنها در اين سنين بيشتر از هر دوره اي به وضع ظاهري خود، خودنمايي، وضعيت بدني و اندام ها توجه مي كنند و از سويي هم تأييد و تعريف اجتماعي براي آنها خيلي اهميت پيدا مي كند.(1) بنابراين به طور طبيعي هر جواني تا حدودي دربارة وضع ظاهري، شكل اندام ها، قد، چاقي، لاغري، وزن و رنگ صورت و… اشتغالات ذهني اي دارد آگاهي به اين مسأله كه 1. اين امر جنبة همگاني دارد. 2. گذرا مي باشد باعث آرامش خيال مي شود و از افكار وسواسي درباره وضعيت هاي فوق جلوگيري مي كند اما اگر فرد بيش از اندازه نگران شد و به مسايل فوق توجه نداشت و به گفته هاي ديگران (مخصوصاً اگر جنبة منفي داشته باشد) در مورد وضعيت جسماني و… توجه كرد ممكن است باعث اضطراب شديد و «اختلال بد شكلي هراسي» گردد توضيح اينكه اختلال وقتي است كه فرد نسبت به وجود يك نقص بدني باوري خيالي و افراطي داشته باشد كه بيشتر با زيبايي بدن مرتبط است و با دگرگوني هاي دوران بلوغ مطابقت دارد و معمولاً تا حدود دوران نوجواني از بين مي رود.(2)
2. بد شكلي هراسي: اين دلمشغولي در دختر و پسر وجود دارد و هر كدام متناسب با جنسيت خودشان نسبت به يك سري اندام ها حساس مي باشند اما دختران بخاطر شرائط خاص خود نسبت به اين مسائل حساس تر مي باشند با توجه به نكات قبل و آگاهي نسبت به آنها اين دلمشغولي بايد كمتر و كمتر گردد.
3. گفتگو در ازدواج: پسر و دختر براي ازدواج بايد طبق يك سري ملاك هاي (ايمان، اخلاق، اصالت خانوادگي، و…) و با عنايت به تناسب هايي (در اخلاق، سن، زيبايي، اقتصادي، تحصيلي و…)(3) اقدام به ازدواج كنند در فرايند ازدواج پس از تحقيق و بررسي نوبت به خواستگاري مي رسد در اين مراسم خانواده ها با همديگر بيشتر آشنا مي شوند و فرصتي پيش مي آيد تا دختر و پسر درباره شرائط، تناسب ها و ملاك هاي خود با هم گفتگو كنند در گفتگوهاي اول مسائل كلي و كلان بيان مي شود اگر تا اين حد مشكلي نبود و تفاهم بود در جلسات بعدي از موضوعات فرعي تر نيز سخن به ميان مي آورند اين امر باعث مي شود كه اگر زود فهميدند تفاهمي نيست و از هم جدا شدند و اسرار و جزئيات زندگي افراد محفوظ بماند اما اگر كار به جلسات ديگر كشيد مسايل فرعي نيز مطرح مي شود تا آنها بيشتر و بيشتر به تناسب ها و شرائط مهمتر يكديگر آشنا شوند اما آنچه كه در اين مسائل و جلسات مهم است صداقت، رازداري و تلاش در يافتن تناسب هاست حساسيت و توجه به نكات ياد شده در اينجا به تفاهم و سازگاري پس از ازدواج كمك مي كند.
حرف آخر: با توجه به همه مطالب گفته شده بايد دقت كنيد اگر اين مسأله بخاطر حساسيت و دلمشغولي دوران سني شما پديد آمده امري طبيعي است و نبايد نگران آن بود و زياد به آن فكر كرد اما اگر واقعاً چنين چيزي صادق بود. و پدر و مادر، نزديكان و دوستان نيز به شما گفته اند كه مثلاً يك انگشتان كوچك تر از حد متعارف است شما نيز بايد واقع بين باشيد و در عين اينكه آن را مي پذيريد با خونسردي به خود بگويد كه اين هيچ مانع رشد و پويايي و نشاط من نخواهد شد چه افرادي كه با شرايط بسيار سخت تر و نواقص بسيار شديدتر به درجات و كمالاتي رسيده اند و ديگر اينكه صادقانه اين مسأله را در جلسه گفتگو با همسر آينده خود مطرح كنيد (البته پس از بيان كليات يعني هنگام بحث از جزئيات). و در جلسات بعدي مطمئناً فرد مقابل، اعتماد به نفس و استعدادهاي را كه ببيند اين مسأله را نسبت به امتيازات شما ناديده مي گيرد و نسبت به صداقت شما و صفات اخلاقي شما حساب ويژه باز مي كند البته اگر متدين باشد.
تذكر: يكي از معيارهاي كليدي و اساسي انتخاب همسر دينداري است فرد دينداري كه آگاهانه اقدام به ازدواج شما مي كند مطمئناً اهل گذشت، ايثار و مهرباني است و هميشه خدا را در نظر دارد و به همسرش ظلم نمي كند.

پاورقی:

1. قائمي، علي، شناخت، هدايت و تربيت، انتشارات اميري، چاپ هفتم، 1378، ص 13، (اقتباس).
2. دادستان، پريرخ، روان شناسي مرضي تحولي، انتشارات سمت، چاپ چهارم، 1380، ج اول، صص 345 و 344 (اقتباس).
3. براي مطالعه بيشتر به: مظاهري، علي اكبر، كتاب جوانان و انتخاب همسر، انتشارات پارسايان.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

[ad_2]

لینک منبع

تناسب فرهنگي بين دختر و پسر در ازدواج چه اندازه مهم است؟

[ad_1]

تفاوت در زمينه هاي فرهنگي بر اساس تحقيقات(1) در ايران يكي از مهمترين عوامل زمينه ساز در طلاق ها مي باشد. ارزشهاي فردي و اجتماعي، آداب و رسوم، رفتار و سلوك و حتي آداب لباس پوشيدن و غذا خوردن زن و مرد مي تواند زمينه هاي همدلي بيشتر را بين آن دو پديد آورد. به همين جهت به ويژه در كشور گستردة ما كه در قالب يك فرهنگ و جامعه واحد، از خرده فرهنگهاي متعدد (ترك، كرد، عرب و لر و…) برخوردار است، توجه به اين امر در مجموعة ملاكهاي ازدواج اهميت خاصي دارد و همانطور كه اشاره شد تفاوت در آنها زمينه ساز اختلاف ها است.(2) چنانكه ما خود شاهد بسياري از اين مشاجرات و اختلافهاي ميان زن و شوهر هستيم. هر يك از زوجين مدعي هستند «همسرم به آداب و رسوم احترام نمي گذارد و يا در تربيت فرزندانمان مي خواهد طبق رسوم خود رفتار كند «يا» چيزهايي براي او اهميت دارد كه براي من هيچ اهميتي ندارد و همينطور هيچ ارزشي براي عقايد و رسوم ما قايل نيست و … .

جهت روشن شدن اهميت مسأله، موضوع در قالب يك مثال توضيح داده مي شود گاهي احتمال وقوع يك امر بالاست ولي مسأله چندان پرخطر نيست «فرض كنيد به شما بگويند اگر از اين محله بگذري به احتمال 99% درصد خيس خواهي شد، اين مسأله چندان اهميتي ندارد اما در مقابل اگر بگويند اگر از اين محله بخواهي عبور كني باحتمال 5% كشته خواهي شد آيا باز هم مرتكب آن مي شويد؟ يا وقتي پزشكان بيان مي دارند احتمال ابتلاء به اختلالهاي ژنتيكي در ميان خويشاوندان كمتر از ده درصد است آيا با تأمل بيشتر به سوي آن نمي رويم؟ حال فرض كنيد متخصصان جامعه مي گويند احتمال منجر به طلاق شدن در صورت وجود تفاوتهاي فرهنگي بالاست در آن صورت پاسخ شما به اين گفته آنان چه خواهد بود؟ دست كم بررسي بيشتر، انتظار مي رود.
بنابراين اگر با خانواده اي مواجه هستيد كه از نظر فرهنگي يا قوميت با شما متفاوت هستند و والدين شما با اين ازدواج موافق نيستند تحقيق بيشتر را مدنظر قرار دهيد. در اين راستا مي توانيد از كساني كه حرفشان در والدين شما تأثير دارد استفاده كنيد و آنها را «واسطه» قرار دهيد و نظرات خود را به آنها انتقال دهيد.
توجه داشته باشيد اشكال تراشي هاي بزرگترها در اين باره، از سر دلسوزي است. اگر چه اين اشكال تراشي ها مي تواند بهانه ها، خواسته ها و نظراتي باشد كه خلاف شرع و عقل است و نه نظرات صحيح عاقلانه و دلسوزانه، اما بعيد بنظر مي رسد آنها ازدواج با كسي از غير قوميت و فرهنگ خانوادگي خودشان را به اصطلاح «عيب و زشت» بدانند و احتمالاً منظورشان همان «عدم سنخيت فرهنگي» است.

پاورقی:

1. نوابي نژاد، شكوه، مشاوره و ازدواج و خانواده درماني، تهران، انتشارات انجمن اولياء و مربيان، 1380، ص 16.
2. همان، ص 18.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

[ad_2]

لینک منبع

چه ملاك و معيارهايي براي ازدواج بايد در نظر گرفت؟

[ad_1]

ازدواج تأمين كنندة بخش عمده اي از نيازهاي مادي و معنوي انسان است. بنابراين بايد كمال دقت را در انتخاب همسري شايسته كه بتواند فرد را در امر دين و دنيا ياري دهد بكار گرفت. در انتخاب همسر دو دسته ملاك را بايد مد نظر قرار داد:

الف. ملاكهاي اصلي و كليدياين ملاكها ويژگيهايي هستند كه تأثير بسيار مهمّي در سلامت زندگي مشترك و رسيدن به سعادت و كمال ايفا مي كنند كه شامل مواردي از اين قبيل مي باشند:
1. ايمان: انسان بي دين، در حقيقت «مردة متحرك» است و هيچ تضميني وجود ندارد كه پايبند به رعايت حقوق همسر و زندگي مشترك باشد. انسان متديّن به علّت ترس از خدا و عاقبت كارش دست تعدّي به همسر خويش دراز نمي كند، مگر اينكه متديّن حقيقي نباشد يا ويژگيهاي بعدي را نداشته باشد يا اينكه دچار عقده هاي رواني باشد. امام حسن عليه السلام ـ به مردي كه با ايشان درباره ازدواج دختر خود مشورت كرد ـ فرمود : او را به مردي با تقوا شوهر ده . زيرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد گرامي اش مي دارد و اگر دوستش نداشته باشد به وي ستم نمي كند(1) .
2. اخلاق نيك: بسياري از ويژگيهاي همسر همچون زيبايي، سنّ و… با وجود اهميت خاصّ خود، پس از چندي نقش كمتري در زندگي ايفا مي كنند (مثل اينكه زيبايي با گذشت سن از بين برود) ولي اخلاق حسنه تا آخرين لحظات عمر در طراوت و نشاط و شيريني زندگي مؤثر است. البته منظور از خلاق نيك «صفات و خلق و خوهاي پسنديده در نظر عقل و شرع» مي باشد. مردي به نام حسين بشّار مي گويد: خدمت امام رضا ـ عليه السلام ـ نامه نوشته و پرسيدم كه يكي از بستگانم براي خواستگاري دخترم نزد من آمده است ولي او جواني بداخلاق است. نظر مبارك شما دربارة‌زن دادن به او چيست؟ حضرت فرمودند: اگر بداخلاق است به او زن نده.(2)
3. اصالت و شرافت خانوادگي: منظور شهرت و ثروت و موقعيّت اجتماعي نيست بلكه نجابت و تديّن و پاكي و روحيّات خانوادة همسر مي باشد، چرا كه همسر شما شاخه اي از همان درخت مي باشد. كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: «تزوجوا في الحجر الصالح، فان العرق دساس. در دامن و خانوادة شايسته ازدواج كنيد، زيرا عِرق (نطفه و ژن) تأثير مي گذارد.»(3)
4. عقل: اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمودند: «بپرهيزيد از ازدواج با احمق، زيرا مصاحبت و زندگي با او بلاست و فرزندانش نيز تباه مي شوند.»(4) هستند كساني كه با شخص كم عقل ازدواج مي كنند كه داراي زيبايي و جمال هم مي باشد بعد متوجه مي شوند كه آن فرد نه يار و ياور خوبي براي او مي باشد و نه پدر يا مادر خوبي براي فرزندش.
ب) ملاك هاي ثانويهاين ملاك ها گرچه به اهميت معيارهاي اول (اصلي) نيستند اما ضامن بقاي زندگي مي باشند.
1. سلامت جسم و روح: بعضي از مشكلات جسمي و رواني اهميت چنداني ندارند و لطمه اي به زندگي نمي زنند و شديد نيستند ولي اگر نقصها و معلوليتهاي جسمي و روحي، عميق و غيرقابل درمان باشد، نبايد برخورد احساساتي و غيرعقلائي كرد كه لطمه هاي سنگين به زندگي انسان مي زنند. اينكه معلولين و بيماران در مورد ازدواج چه كنند بحث ديگري است.
2. زيبايي: اوّلاً: زيبايي صفتي نسبي است، يعني كسي ممكن است در نظر شخصي زيبا و در نظر ديگري زشت باشد. ثانياً: گرچه زيبايي مهمّ است ولي لازم نيست در حدّ بسيار عالي باشد و چه خوب است كه ميزان زيبايي خود را نيز مد نظر قرار دهيم. با در نظر داشتن اين دو نكته بايد بدانيم كه نبايد به نقش زيبايي بي توجهي كرد چون ممكن است در آينده ناخواسته موجب بهانه گيري و اختلاف شود. البته در توجه به زيبايي معمولاً خطايي اتفاق مي افتد. اين كه ممكن است ملاك زيبايي معيارهاي ديگر را تحت تأثير خود قرار دهد كه مي بايست مراقب اين خطا باشيد.
3. تحصيلات: اين شرط امتيازي براي همسر مي باشد و در تكامل و رشد زندگي و انجام وظايف همسري تربيت فرزند و… نقش مهمّي دارد. البته آنچه در اين موضوع مهمّ است، تناسب علمي بين دو همسر است كه در مورد بعدي مي آيد.
4. كفو همديگر بودن (همتايي، تناسب)
علت عمدة بيشتر ناهنجاري هاي خانوادگي، عدم تناسب بين زن و شوهر است.
افرادي كه سعي مي كنند قبل از ازدواج در مود همسرشان مطالعه نمايند و همسري بيابند كه از نظر روحي متناسب با خودشان باشد، بخشي از مشكلات بعد از ازدواج و تربيت فرزندانشان را حل كرده اند، در غير اين صورت، مشكلاتي را كه مي توانستند قبلاً حل كنند، به بعد از ازدواج موكول مي كنند.(5)
توجه: همتايي و هماهنگي و تناسب صددرصد، امكان ندارد، زيرا هر انساني داراي مغز، روح. اخلاق، تربيت، محيط و خانوادة مخصوص به خود است و با ديگري فرق دارد. امّا بايد سعي كرد فاصله نزديكتر باشد.
موارد همتايي1. ديني و ايماني.
2. فرهنگي و فكري: امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: زن عارفه (فهميده فرزانه) بايد در كنار مرد عارف قرار گيرد، نه غير آن.
3. اخلاقي.
4. تحصيلات.
5. جسمي و جنسي: رضايت جنسي مسئلة بسيار مهمّي است و اگر يكي از آنها گرم مزاج و ديگري سرد مزاج باشد به بهانه گيري و نزاع منجر مي شود كه گاهي در ظاهر هم علّت بهانه گيري ها چيز ديگري به نظر مي رسد ولي وقتي ريشه يابي مي شود به همين مطلب مي رسيم. البتّه اگر مسئله حاد نباشد با مشورت با افراد آگاه و دلسوز مي توان آنرا حل كرد و حتي گاهي ممكن است در اثر بيماري جسمي و روحي ديگري سرد مزاجي حاصل شده باشد كه با معالجة آن اين مشكل نيز بر طرف مي شود.
6. زيبايي.
7. سن: تفاوت سن بلوغ جنسي دختر و پسر حدود 4 سال است. پس بهتر است كه تفاوت سنّ آنها در ازدواج نيز چنين باشد. اين نكته بسيار مهم است، مگر اينكه واقعاً شرايط ديگر آنقدر مناسب باشد كه بتوان از اين مسأله صرف نظر كرد و همسري با سنّ مساوي برگزيد ولي به هر حال تفاوت سنّي نكته اي حائز اهميّت مي باشد. (ضمناً براي يك ازدواج موفّق، بلوغ جنسي، بلوغ اقتصادي (مردها)، بلوغ فرهنگي و اجتماعي در كنار هم ضروري مي باشد.)
8. تناسب مالي
9. تناسب خانوادگي
10. تناسب سياسي
11. تناسب فرهنگي – اجتماعي:(6) مثلاً كسي كه عمدة فعاليتش علمي و پژوهشي مي باشد، نبايد با كسي كه روحية اجتماعي او تجملاتي، اشرافي، اهل مسافرت و تفريحات پياپي باشد وصلت كند.
12. هماهنگي روانشناختي:
برخي افراد برون گرا و بعضي درون گرايند و در اين زمينه (برون گرائي و درون گرائي) اگر فاصلة كمي داشته باشند قابل تحمّل و قابل حل مي باشد و حتي خوب است.(7) (برون گرائي محض: از خود بيخود شدن و توجه و تمركز به محيط و ديگران، درون گرائي محض: گوشه گيري و رهبانيت و تمركز در خود)
13. همتايي در آينده: ممكن است موقع ازدواج همتا باشند ولي در آينده تغييراتي پيش بيايد و در نتيجه ناهماهنگي ايجاد شود مثلاً براي يكي امكان تحصيل نيست و ديگري تمام زمينه هاي پيشرفت در مقاطع مالي وجود دارد.

پاورقی:

1. ميزان الحکمه، حيدث 8036.
2. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 103، ص 372، به نقل مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر، انتشارات پارسايان، ص 113.
3. مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر، انتشارات پارسايان، چاپ بيست و دوم، 1383، ص 115.
4. براي مطالعه بيشتر رجوع شود: مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر.
5. مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر، انتشارات پارسايان، چاپ بيستم، ص 130.
6. مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر، ص 144.
7. براي مطالعة بيشتر به كتابهاي روان شناسي مراجعه كنيد.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

[ad_2]

لینک منبع